http://www.attarishafa.com

 
 
صفحه اصلی كاتالوگ حساب کاربری شما سبدخرید

طباشیر


قيمت: 0 ت
 
توضيحات
معرفی به دوست
نظرات

طباشير

در زبان فارسي «طباشير» گفته مي شود. به فرانسوي Concretion de bamboo و به انگليسي نيز Tabasheer مي گويند. مادة سخت سيليسي بلوري شكل است كه از گره هاي ساقه هاي بامبو يا خيزران مي گيرند.

بامبو يا خيزران كه از آن طباشير گرفته مي شود، گياهي است كه به فرانسوي Arundo bambus و Bambou و به انگليسي Bamboo ، Bamvoo cane, Cane ناميده مي شود. گياهي است از خانوادة غلات Graminaceae و داراي گونه هاي مختلفي است كه معروفترين آنها كه در طب سنتي از نظر توليد طباشير و در عين حال از نظر مصرف دارويي خود گياه مورد توجه هستند عبارت اند از :

1. بامبوهندي. نام علمي آن Bambusa bambos Druce ومترادف آن B.arundinacea Willd مي باشد. اين بامبو در مناطق هندوستان تا جنوب چين انتشار دارد و طباشير آن را «طباشير هندي» مي نامند.

2. بامبو تيغ دار. نام علمي آن Bambusa spinosa Roxb ومترادف آن B.arundinacea Will. Var. spinosa G. Cam مي باشد . به فرانسوي Bambou epineux گفته مي شود. اين بامبو از جنوب چين تا جزايرملوكي انتشار دارد.

3. بامبو رسمي. نام علمي آن Bambusa vulgaris Schrad. Ex Wendl كه در اغلب مناطق حاره انتشار دارد.

انواع ديگري بامبو نيز وجوددارد كه از نظر دارويي و طباشير طرف توجه مي باشند و فقط ا زنظر زيبايي و رنگ ساقه و مصارف صنايع دستي، ورزشي و براي ساختن نيزه و وسايل ماهي گيري و بافتن لوازم خانگي نظير صندلي ، سبدها و ... مورد توجه مي باشند، نظير Bambusa lafifolia كه به فرانسوي Bambou a larges Feuilles  گفته مي وشد و بامبوي سياه Bambous nigra كه به فرانسوي آن را Bambou noir نامند، بامبو طلايي Babbousa aurea كه به فرانسوي به آن Bambou dore گفته مي شود و ...

چند گونه از بامبو يا خيزران در حدود 50 سال قبل از چين به ايران وارد و در لاهيجان كاشته شد و چند خانوارد چيني هم در آن زمان براي آموزش تهيه صنايع دستي بامبويي به ايران آمدند. اين بامبوها در لاهيجان رشد نسبتاً رضايت بخشي دارند و از آنها براي تهية صندلي و مبل و سبدباقي و نظاير آن استفاده مي شود.

 

مشخصات طباشير و تركيبات شيميايي

در مورد طباشير آقاي J.A.de Mandelslo در كتاب ياسفرنامة خود به نام Voyages and travels چنين مي نويسد:

در سواحل مالابار و كوروماندل در هند و همچنين نزديك مالاكا در جنوب شبه جزيرة مالايا نوعي بامبو ياخيزران وجوددارد كه بومي ها آن را بامبو مي نامند و نام انگليسي آن Malacca cane است. از اين خيزران يك مادة دارويي گرفته مي شود كه آن را Sacar mambus مي نامند . يعني شكر بامبو. ايراني ها و اعراب و اهالي قبيلة Moures آن را طباشير نامند كه به معناي مايع منجمد سفيد است. اين بامبوها به بلندي درخت سفيدار مي رسد. داراي ساقه هاي راست و بگرهاي درازتر از برگ زيتون است و ساقه ها داراي بندها و گره هاي متعددي است كه در گره هاي آن مادة سفيدي وجود دارد كه همان طباشير است كه ايراني ها و اعراب براي آن ارزش دارويي فراواني قايل هستند.

طباشير ماده  اي است كه قسمت عمدة آن سيليسيك اسيد است و به علاوه داراي سيليكات ومقداري نيز آهك و پتاس مي باشد.

طباشير از گره هاي بامبو از طريق سوزاندن بامبو گرفته مي شود. در ابتدا ماده اي است نشاسته اي شكل به شكل استخوان نرم كه چون در آب اندازند سخت مي شود و پس از خشك شدن سفيد و شفاف مي گردد. اين نوع طباشير را در عرف بازرگاني طباشير قلمي نامند و مرغوبيت آن درجه يك است. خرده هاي طباشير را كه خوب سفت و منعقد نشده است، گرفته و مي كوبند و خمير آن را به صورت قرص در مي آورند كه غيرشفاف و نرم  و شكننده است و در آب حل مي شود و در درجة دوم مرغوبيت است، ضمناً در جريان سوزاندن بامبو براي گرفتن طباشير، قسمتي از گياه و گره هاي گياه مي سوزد و طباشير نيز مي سوزد و ره بنگ تيره اي در مي آيد، قطعات اين گونه طباشير رانيز جمع آوري كرده كوبيده و خمير مي كنند و از آن قرص مي سازند كه رنگ آنها تيره و گاهي سياه است. اين نوع طباشير خيلي نامرغوب و ارزان است.

طباشير مرغوب و درجه يك، سخت، قطعات آن زاويه دار، بسيار شفاف و صاف مانندچيني است ولي نور از آن رد نمي شود و رنگ آن سفيد يا سفيد مايل به آبي شيشه اي است ، به آساني مي شكند و كمي معطر است. طباشير روغن را جذب مي كند و پس از آن صاف مي شود و نور را عبور مي دهد و اگر بعد از آن از طريق حرارت دادن روغن جذب شده از آن خارج شود، ساختمان داخلي طباشير ديده مي شود كه در داخل آن رگه هايي وجود دارد.

از نظر فيزيكي طباشير داراي كمترين ضريب انكسار نور است و تقريباً از سيليس ساخته شده و همان طوري كه فوقاً ذكر شد فقط مقدار كمي از ساير مواد مانند پتاس، آهك، آهن و كمي مواد گياهي در ان وجود دارد و قاعدتاً چنين ماده اي نمي بايستي آثار دارويي خاصي داشته باشد ولي چيني ها،

 

خواص كاربرد

در هندوستان طباشير را محرك و افزاينده ي نيروي چنسي اشخاص گرم مزاج مي دانند. طباشير هندي يكي از چند ماده اي است كه سابقا در ايران زنان باردار در مواقع ويار مي خوردند، ولي در حال حاضر در ايران در اين قبيل موارد از تركيبات شيميايي جديد براي رفع ناراحتي ويار استفاده مي شود.

طباشير از نظر طبيعت طبق نظر حكماي طب سنتي نسبتاٌ سرد و خشك است و شيخ الرئيس ابوعلي سينا براي آن نيروي قابضه قايل است. در مورد خواص آن معتقدند كه فرح آور و مقوي قلب اشخاص گرم مزاج است. التهاب و عطش را فرو مي نشاند و قي هاي صفراوي و اسهال خوني و گرم راقطع مي كند و رطوبتهاي ناشي از سردي در بدن را خشك مي كند . براي ورمهاي گرم چشم، خفقان، غشي و تقويت اعضاي ضعيف و تبهاي گرم بسيار مفيد است. با آب سرد براي جراحتها و زخمهاي دهان اطفال مفيد است و اگر گرد آن در دهان گرفته شود اثر محسوستر دارد. گرد آن براي سوختگي آتش نافع است. با سكنجبين براي تسكين وحشت، غم و التهاب مفيد است. اگر با روغن بنفشه مخلوط و در بيني ريخته شود،› براي تقويت قوة بينايي اثر مفيد دارد.

اسراف و مداومت در مصرف آن مضر نيروي جنسي است و براي اصلاح آن از اين نظر بايد از مصطكي و عسل استفاده نمود. مضر ريه مي باشد و براي رفع عوارض آن بايد از صبر زرد با عناب يا عسل خورده شود. در مورد اشخاص سردمزاج بايد زعفران آن را تعديل نمود. در هندوستان طباشير به عنوان تونيك و براي كاهش تب و سرفه در موارد مارگزيدگي كاربرد دارد. در هندوچين طباشير رادر مورد زكام، اختلالات عصبي، روماتيسم و فلج تجويز مي كنند ]پروت و هرير[.

 

 

تركيبات شيميايي بامبوها

از نظر تركيبات شيميايي گياه باموب در بامبو گونة B.bambos كه مولد طباشير هندي است، مواد كولين، بتائين ، نوكلئاز ، اوره آز، پروتئوليتيك انزيم، دياستاتيك انزيم، امولسيفائينگ انزيم، بانگ سولوچان و طباشير وجود دارد. در شاخه هاي سبز و جوان اين بامبو يك گلوكوزيد سيانوژنتيك مشخص شده است كه ماده اي سمي است. اين گلوكوزيد را يك آنزيم هيدروليز مي كند و همچنين اين گلوكوزيد در شاخه هاي جوان بامبو به قطعات كوچك تقسيم و در آب خيسانده شده اند، يافت مي شود.

در بامبو اكساليك اسيد يافت مي شود و در شاخه هاي جوان بامبو در حدود 03/0 درصد HCN و 23/0 درصد بنزوئيك اسيد، 5/2 درصد از نوعي قند و در آخر رزين و موم يافت مي شود. در برگهاي سبز بامبو CHN و بنزوئيك اسيد وجود ندارد.

 

خواص كاربرد گياه بامبو

در موردخواص و كاربرد دارويي گياهان بامبو دانشمندان اتفاق نظر ندارند، مثلاً در گزارش Mc Clure تحت عنوان Bamboo in the economy of oriental people  كه از كاربردهاي بامبو دركاغذسازي، صنايع دستي و ساير موارد نام مي برد در مورد خواص دارويي آن بحثي نكرده است. ولي ساير دانشمندان كه در طب سنتي چين و مناطق خاور دور مطالعاتي دارند، اظهار نظرهايي نموده اند كه در زير درج مي شود.

در  شبه جزيرة مالايا از سرشاخه هاي له شدة جوان و سبز بامبو به صورت ضماد استفاده مي كنند ]بركيل[. در چين جوشاندة بامبو خرد شده را براي رفع حالت تب به كار مي برند. ]هو[ . در هندوچين از برگها و سرشاخه هاي نازك و سبز گياه براي معالجة تبهاي تاولي و تهيه محلول براي شست و شوي آبله توآم با سرفه استفاده مي شود ]ويدال[ در اندونزي از آب صافي كه اغلب داخل در ساقة بامبو وجوددارد براي شست و شوي چشم استفاده مي كنند و گرد طباشير را براي بند آوردن خون در بريدگي هاي اعضا بدن به كار مي برند ] وان در برگ و فايدهين[.

بامبو هندي در هندوستان تا جنوب چين و در تايلند و هندوچين انتشار دارد. در ساير مناطق نيز كاشته مي شود. در چين قديم براي معالجة يرقان و سوءهاضمه به كار مي رفته است ]ريد[. شيرة ساقه و يا جوشاندة برگهاي آن براي معالجة تب به كار مي رود ]هو[. و در عفونتهاي روماتيسمي كاربرد دارد ]استوارت[ در هندوچين از برگهاي آن براي كاهش تب و در چين براي رفع درد گلو و تسكين سرفه استفاده مي وشد. از پوست كاملاٌ خرد شده و ساييده شدة بامبو نيز به عنوان قابض براي بند آوردن خون، قطع ترشحات زياد و غيرعادي ماهيانه، تهوع ، استفراغ و قي استفاده مي شود. ريشه و جوانه هاي آن نرم كننده، مدر ، معرق و تصفيه كنندة خون است و براي باز كردن انسداد، گرفتگي هاي مجاري ، رفع ناراحتي هاي مجراي ادرار و بيماري هاي آميزشي تجويز مي شود. ريشة تازه آن را با توتون و برگهاي فلفل هندي يا تانبول مخلوط كرده و در روغن مي خيسانند و از آن پمادي درست مي كنند كه براي نرم كردن تومورهاي سفت مصرف دارد ]پروت و هرير[ از پوست بامبو براي تسكين سرفه و از شيره شاخه هاي جوان آن براي رفع التهاب لوله هاي برونشها و از طباشير آن براي رفع التهاب لوله هاي برونشها و از طباشير آن براي معالجة نزله، ناراحتي و اختلالات عصبي، روماتيسم و فلج استفاده مي شود.

توضيح: خوانندگان عزيز كتاب توجه فرمايند كه در بازار دارويي ايران ماده اي به نام طباشير فرنگي نيز مي فروشند كه آن در حقيقت منيزي مي باشد كه به فرانسوي Magnesie و به انگليسي Magnesia گفته مي شود و نوعي از ان نيز به نام طباشير فرنگي مكلس فروخته مي شود كه به فرانسوي آن را Magnesie calcinee و به انگليسي Burnt magnesia مي نامند واينها با طباشير گياهي ياد شده متفاوت هستند.

مادة ديگري نيز به نام نمك فرنگي فروخته مي شود كه آن را سولفات دومنيزي Sel anglais و به انگليسي Epson salt گفته مي شود. در آبهاي نمكزار حوض سلطان بين راه تهران و قم مقدار زيادي املاح سولفات دوسود و سولفات منيزي وجود دارد.

منيزي كه از نظر شيمايي اكسيد منيزيوم Mgo مي باشد به حالت طبيعي در طبيعت وجود دارد ودر جريان احتراق فلز تشكيل مي شود. در صنعت معمولاً منيزي رادر جريان تصفيه Dolomire يا Carbonate double de calcium et the magnesium به دست مي آورند.

منيزي گرد سفيدي است سبك، جز در حرارت قوس الكتريكي ذوب نمي شود و به اين دليل براي پوشش داخلي كوره ها ونظاير آن به كار مي رود. خشك آن را منيزي كلسينه يا طباشير فرنگي مكلس و در حالت مرطوب و هيدرات آن را منيزي هيدراته مي نامند. از منيزي كلسينه به عنوان ملين و ضد اسيد و مسهل استفاده          مي شود.

  
*
  
  
*

لطفا صبر كنيد...

برای تکمیل سفارش پرداخت نهايي را کلیک کنید